ی بار
ی بار از امکاناتی ک داری دست بکشی میفهمی برگشتن ب عقب خیلی سخته
سمینار
دوسم یه سمینار میخواد بره به منم گفت بیام 3 روز 280 تومن از صبح تا ساعت 12 :))) توی این 3 روز تعطیلات عید فطر که متاسفانه من درگیر مهمونیم :/ [+] | نوشته شده در شنبه سوم تیر ۱۳۹۶، ساعت 19:5، توسط ستاره |
علایق
ی سری علایق کشف نشده درون هر کسی هست که باید کشفش کنهو اگه این کارو نکنه ب خودش مدیونه میخوام شروع کنم به انجام علایقم :) [+] | نوشته شده در شنبه سوم تیر ۱۳۹۶، ساعت 22:6، توسط ستاره |
سخت در تلاش
از صبح سخت در تلاشم هرچی میکنم کارا تمومی ندارهکاش میشد گاهی 2 سه نفر باشی و هرکدومش یه قسمتی از کارو انجام بده [+] | نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر ۱۳۹۶، ساعت 18:19، توسط ستاره |
مرد اردیبهشتی
تو ی وب خوندم و دلم خاس منم ی پست در این مورد بذارم یکی از اپشن هایی که یه مرد یه عشقمیتونه واسم داشته باشه اینکه ماه تولدش اردیبهشت باشه شدیدا عاشقه مردای اردیبهشتی ام و اینو تقریبا اکثرا دوسای نزدیکم میدونن و از طرفی تو فامیل فقط ی پسره اردیبهشتی داریم با اینک ارشد حقوق داره ولی ن قیافه داره ن اخ
خرسند
بسیار خرسندم چون گفت خیلی خوشگله خوش سلیقه ای ک خریدیش #هنوزم عین بچه ها با تعریف ذوق میکنم [+] | نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۶، ساعت 20:55، توسط ستاره
رومئو ژولیت
دیدم حافظه گوشیم پر شده متعجب شدم گفتم برم بینم جی هست میانش دیدم ی سری فیلمه ک گوشه حافظه داره خاک میخوره همشونم نصفه دیدم ول کردم تصمیم گرفتم برم تمومشون کنم حداقل یه رب اخرشو ببینم بپاکم :)))) یکی دیدم بسیار عاشقانه الان حس رومیو و ژولیت و دارم [+] | نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۶، ساع...
با کی برم خرید؟
اینجاست ک دوس پسر ب درد میخوره ها الان فردا به کی بگم بریم خرید :/رومم نمیشه ب دوسام بگم اکثرا روزه ان بقیشونم شاغلن قشنگ گیر کردما [+] | نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۶، ساعت 23:36، توسط ستاره |
پشمالویی
حالا ی فردا میخایم بریم بیرونا باز مراسم پشم زنی شروع شد لامصب هیچیم باعث ریزش پشم نمیشه :/ [+] | نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر ۱۳۹۶، ساعت 1:0، توسط ستاره
بدخوابی
درباره وبلاگ تو این وبلاگ در مورد چیزهای جالبی که برام اتفاق افتاده مینویسم واگه مطلب وچیز جالبی داشتم میذارم.اگه دوست داشتین بگین لینک میکنمولی اگه فعال نباشین پاک میکنم.
ادامه پست قبل
خب القصه مهمون ما قشنگ نشست فیلمشو دیدبعد اینقدر موند تا من ناهار ی چی درست کردم بماند ک عاشق دس پخت منه بماند ک امروز زدم ریدم شورش کردم موندم چطور خوردش طفلکم بماند ک صداشم درنیامد باهم غذارو خوردیم و رفت الان کشف کردم ک اونا خونشون همه روزه میگیرن واسه همین ناهار نمیتونه بخوره پامیشه میاد لین
113 واسه چیه پس
داستانهای ما بی پایانس یه خونه داریم از این خونه قدیمیا که بزرگن حیاط دارن ولی خب دادیمش اجاره حالا امروز اومدن میگن اینا مشکوکن برین ببینین داعش نیستن :/ ما دادیم مستاجر دیگ ب ما چ برین با خودش حل کنین داعشم مارو سابید بابا زنگ بزنین 113 اصن [+] | نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر ۱۳۹۶، ساعت 21:44، توسط...
بداخلاق
بعضیا اینقدر بداخلاقن ک ... نمیکنی بری طرفشون بعد میگن ما دلمون مهربونهخب عزیزم ما ک دلتو نمیبینم اون روی گهتو میبینم لطفا اونو مهربون کن [+] | نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد ۱۳۹۶، ساعت 19:6، توسط ستاره |
گریه
حالا من گریه کنم میگن تو قویه کی بودی؟ چی شد ضعیف شدی ؟ ضعیفا گریه میکننبعد خانم با کلی سن چون گریه کرده مادرش از اینجا پاشده رفته شهرشون که بچش تو شهر غریب بتونه درس بخونه :/ حسود نیستما اینا زیادی لوسن [+] | نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد ۱۳۹۶، ساعت 19:8، توسط ستاره |
نذار آقا نذار
اینقدر حرصم میگیره وسط چت با یکی هی زرت زرت استیکر میذاره چ کاریه بابا یا بحرف یا بای بده استیکر چیه بچه ای مگه مثلا وسط ی بحث جدی ی میمونه خندان میذاره ادم حس چیز خلا بهش دس میده [+] | نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۶، ساعت 1:2، توسط ستاره |
تنها
مدام رفتم صفحشو چک کردم آنلاین بودنشو چک کردماینقدر منتظر بودم پی امی کامنتی .پیامی .دمپایی چیزی پرت کنه اما دریغ از ی سلام خالی هی تاسف میخورما اینقدم مغرور بودم و هستم ک خودم نرم طرفش # بعد الان موندم چرا تا پیام داد زرتی رفتم ج دادم اصن ادم نیسم من درست بشو نیسم خود چ س کردن بلد نیسم اون انل