فال - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 1:31
امشب اولین شبی ک بود توی فالم نبود اینقدر سخت اینقدر اسون
هدیه - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 1:31
من هنوز هدیه ای که گرفتم و بهش ندادم نمیدونم چرا یه حسی بهم میگه اخرم براش نمیفرستمش حالا بشین ببین یا ی چیز دیگ میخرم یا نمیفرستمش
پول اشتباهی - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:01
یکی پول ریخته حسابم ،نمیدونم کیهزیادم نیست ولی خب نمیدونم کار کیه
حذف اضافات - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:01
ی مرضی دارم هرچی و ندونم چیهیا ازش استفاده نکنم سریع پاکش میکنم +نمیدونسم چیه پاگش کردمنگو ویراستار word بود کلی زحمت کشیده بودم نصب شهحالا پاک شده کار نمیکنه
شارژ خریدم براش نشدش - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:01
گفتم برام کم بریز بیشتر ریخت منم دیدم زیاده گفتم بقشیو شارژ میگیرم برات هر چی تلاش کردم شارژ نخرید اصلاحیه میزد پولمو برمیگردوند ینی چی این مسخره بازیا
دختر بد دختریه که چند نفر و همزمان دوست داره - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:01
دوسم میگفت من دختر بدیم که دو نفر و همزمان دوست دارم یهو اون یکی دوستم گفت کام آن بیخیال عزیزم من توی پارتی 3 تا دوست پسر و با هم اداره کردم هیچ کدومم نفهمید با اون یکیم نباید به پسرا رو داد داشتم فک میکردم ما هیچ ما نگاه
زمستون اومد - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:01
ننه سرما زمستون اومد+چه سخاوتمند است پاییزکه شکوه بلندترین شبش راعاشقانه پیشکش تولد زمستان کردزمستانتان سفید و سلامت . . .یلدا مبارک
میترسم بگم نه. یه روزی از دستش بدم غصه اشو بخورم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:01
از وقتی مادربزرگم گفت بیا خونمون و بخاطر درس نرفتم و هفته بعدش فوت شداز اینکه آدما رو چشم براه بذارم و از دستشون بدممیترسمخیلی
عاشق شدی - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:01
خیلی خوشگل و یهویی رفتم گفتم مبارکه عاشق شدی
دعا کنید زنگ بزنه منت کشی کنه . میخام آشتی کنم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:01
یه دوستی داشتم تو خوابگاه هم اتاقیم بود بسیار مغرور بود ایشون یه بار با دوست پسرش دعواش شد از عصر که رسید خابگاه تا شب زل زده بود به گوشیشمیگفت : دعا کنید بهم زنگ بزنهبهش گفتم چرا خودت زنگ نمیزنیگفت عمرا نمیرم دنبالش اون باید بزنگه +الان بهش فک میکردم که چرا کسی نیومد یلدا رو تبریک بگه و بخواد من طو...
قدرت نه گفتن - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:44
البته در مشکل پست پاییناینکه نمیتونم به کسی نه بگم حالا تو هر کاریهم خیلی تاثیر گذاره (در حال عر زدن )
خوشحالم باهات اشنا شدم - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:44
میگفت من فقط ی عوضیم ک بازی و خوب بلدهتازه دارم به حرفش ایمان میارم +بعضیا خوب بلدن با ادما چطور بازی کنن ک طرف نفهمه از کجا داره میخوره حالا من ی حرفی بهم بزنن جند روز بعد میفهمم ته حرف طرف چی بود
بی نهایت - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:44
بی نهایت دلم گرفته حئصله خودمم ندارم بعد شب مهمون داریم +گفته بودم این روزا همش مهمونیم
نخ دادن - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:44
برگشت گفت نخند تو مغازه فک میکنن داری بهشون نخ میدییه جوری جوابشو دادم ک چند ثانیه مکث کرد بعد گفت ن منظورم و بد برداشت کردیگفتم حواست ب خودت باشهمن اون دختریم ک توی جشن روز مهندس جلو کلی دانشجو ی پسره رو ک کار چرتی کرد زدم حالا چرا فکر کردی جلو بقیه کوتاه میام و نمیدونمولی سرویس کردن دهنادمای بی ظر...
خاب های پریشون - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:44
اینقدرباور کردم که داره اتفاق بدی رخ میده انقدرحرفای دوسم داره تو ذهنم تکرار میشه اینقدربه حرفاشون فکر کردم با اینکه تمومش کردمبازم خوابش و دیدم+حتی وقتی تموم میشه هم انگاار تموم نشده چ حس بدیه اخه لعنتی
خرس قطبی - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:44
نیاز دارم خرس بشم کسی نگه چرا میخابی اندازه یه خرس قطبی که منتظره شروع زمستونه تا بخوابه خوابم میاد بی خوابی و کم خوابی یام ی طرفخاب دیدن هم ی طرف
رفیق - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:44
یه دوستی دارم خیلی سوال میپرسه کلا از ادما زیاد نمیپرسم یکی هم 3 تا سوال پشت هم ازم بپرسه کلافم میکنه مگر اینکه خودم بخام براش تعریف کنممن چ میدونم زن پسرعمم کارمنده یا شاغل یا از کجا اشنا شدن یا مثلا به من چه مربوط که داداشه شوهره دخترخالم چند سالشه ؟؟؟+واقعا چطوری این سوالا به ذهنتون خطور میکنه اه
روزهای بعد وصل نت - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:32
به حد مرگ از خودم کار میکشم بعد چند روز یهو بی حال میشم می افتم یکی باید بهم بفهمونه بدن به خواب هم احتیاج داره به غذا هم به استراحت هم و ....از دیروز تا الان 4 ساعت خابیدم دارم بیهوش میشم منتظرم برنامه جوواب بده بفرستم برای استاد +البته اینم اضافه کنم تا فهمیدم نت وصل شده عین ندیده ها همش تو نت ولو...
عجله کار شیطونع - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:32
اومدم ژله بستنی رولی درست کنمعجلم داشتم بخاطر کارامسریع برداشنمهمش شکست شبیه استفراغ شد
مشغله - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:32
نمیتونم باور کنم کسی باشه که کار خاصی برای انجام دادن نداشته باشههمیشه مشغله, هستاین ماییم ک انتخاب میکنیمبه کدومش برسیم و تمومش کنیم+مثلا من دوس دارمهر کاری بکنم ب جز پایان نامه نوشتن