خاله بازی - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:32
تازه مهمونی 5 شنبه تموم شدش دیروز و کلالش و خسته بودم امروزم ظهر و شب مهمونیم ایا این کار خوبی استیا خاله خاله بازیه
همینه ک هست - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:32
نه تنها هیچکی عاشقمون نیستقسمت عن انگیز ببخشید غم انگیزماجرا اینکه دوستمونم ندارن
من ازدواجیم ؟ - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:32
به شدت حبیب توی لیسانسه ها رو دوست دارم کسی چیزی بهش بگه میزنممیپرم بهش +یهو گفت میدونی چرا دوستش داریچون این شخصیت خودت و افکارته+جانه خودم منم اینقدر ازدواجیم, و کسی نمیگیرتم ینی در این حد نمیخاسم این و بشنوم ولی گفت
شکست عشقی - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:32
فهمیدین شکست عشقی خوردمیا بازم چس ناله کنمدیگ بیشتر از این نمیتونم نامحسوس باشم
کاکتوس - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 19:32
می گفت همکلاسیشو معلم اذیت میکنه برمیگرده ب معلمه میگه :خانم شما یه کاکتوس, بگیر بذار رو میزتبهش بگو پریسا + روش نشده بگه خار دارم اینقدر اذیتم میکنی +مام بودیم دیگ اسکل اه
سلام - تاریخ: 1398/4/4 ساعت: 2:10
سلام به همگی خوبید خوشید سرحالین مرسی ا همه که جویای حالم بودین راستش حوصله اومدن و نوشتن نداشتم نمیدونم دوباره مثل قبل بتونم بنویسم یا نه ولی نوشتن و دوست دارمو میخام بنویسم بازم خوشالم ک اینجا رو دارم ولی سعی میکنم کوتاه بگم
گویندگی - تاریخ: 1398/4/4 ساعت: 2:10
میرم کلاس گویندگی نمیدونم ولش کنم یا ادامش بدم ولی عاشقه خوندنم کاش بتونم ادامش بدم حالا حوصلم شدش ویسامو میذارم
لپ تاپ - تاریخ: 1398/4/4 ساعت: 2:10
توی هیری ویری کارا و درساملپ تاپم به فنا رفتباتری اش کار نمیکنهلازمش هم دارم خیلی زیاد
نکبت - تاریخ: 1398/4/4 ساعت: 2:10
نکبت از سر و کوله زندگی میبارهولی بازم دوست داریم ادامش بدیم
اجرا - تاریخ: 1398/4/4 ساعت: 2:10
دیروز اجرای ازمایشی بود و چون فراموشی داشتم دچار استرس شدید شدمولی خیلی خوب جمعش کردمکسی متوجه نشدشاستاد راضی بود و توی اجرای نمایشی از ۱۵ نمره ۱۳/۵ شدم امتحان اصلی یکشنیه استکمی تا قسمتی استرس دارماگه ۳ دقیقه دربیارم نمره دارهدارم تلاش میکنم ۳ دقه دربیارمش
خواب - تاریخ: 1398/4/4 ساعت: 2:10
از جان بیشتر دوستت میدارمخواب جان بیا و ببر مارا
امروز - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 5:16
امروز رفتم سرکار اونجا با یه یک دختر زیبا رو آشنا شدم 19 ساله اش بود تو 15 سالگی ازدواج کرده بود همونجا درس خونده بود حالا تو 19 سالگی میخاست طلاق بگیره بهم میگفت خیلی راحتی خیلی زندگی خوب و راحتی داری ازدواج نکن چقدر بده ادم توی 19 سالگی اینقدر تجربه های بد داشته باشه
کتاب - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 5:16
چالش کتاب راه می ندازن که کتابا بین مردم پخش شه :) از این چالش خوبا خواستین راه بندازین من بگم کدوم کتاب رو میخام
مجددا شروع شد - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 5:16
شوما فکر کن کلی خودتو نگه داری نگه داری بعد یهو سر یه اتفاق همه چی از دوباره شروع شه شبیه دیدن مواد بعد چند سال ترک کردن همونقدر سخت همون قدر جانکاه ولی باازم میره دل براش هر بار دیونه میشه این دل براش
جذاب - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 5:16
بالاخره باید از یه جایی شروع کرد دیگه + نمیدونم هدفش چیه پا شد با استاد راهنمای من برداشت بعدم فیلد کاری منو انتخاب کرده قشنگ هر چی سرچ کردم و برداشته نوشته واسه استاد خدا کنه سیل بیاد همشونو اب ببره
ریاضی طور - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 5:16
منحنی قامتم تابع ابروی توستخط مجانب بر آن، طره ی گیسوی توستحد رسیدن به تو، مبهم و بی انتهاستبازه تعریف دل، در حرم کوی توست بی تو وجودم بود یک سری واگراناحیه همگراش دایره روی توستمهر تو چون میدهد سمت
استاد جان - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 5:16
استاد میگه اگه دنبال کارین و فرصتی برای مقاله و اینا ندارین خیلی خوبه
برگشتن - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 5:16
اگه رفتین دیگه برنگردین حداقل یه جوری برین که جای برگشت مونده باشه بعد با پرویی کامل برگردین
ندانم - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 5:16
حدودا دو ماه داره میشه دکتر ی تشخیص های درمورد بیماریم داده و بهم گفته برم پیش متخصص ببینم چشه هنوز نرفتم پامم ک رسما دیگ ... رفته ولش کردم نمیدونم فردا حوصلم میشه برم یا ن ولی مطمینم هفته بعد ک امتحان دارم خیلی سختم میشه اگه بخام برم نمیدونم تنبلیه یا ترس از اینک بگه خطرناکه
ارزو هاتو بغل کن ارزوهات همه چیتن - تاریخ: 1396/9/16 ساعت: 1:11
هدهد عشق خاطرات و دست نوشته های یه ذهن مبهم ارزو هاتو بغل کن ارزوهات همه چیتن ارزو کن واسه فردا اگه امروزتو چیدن + نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفتم آذر ۱۳۹۶ در ساعت 20:26 توسط : ستاره | | ghalebhaa