من چمه
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/3 | ساعت: 1:39
ننمیتونم احساسمو درک کنم چرا کاری که میدونم نمخام انجام میدم میدونم بده ها هی باز انجام میدم + نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۶ در ساعت 3:24 توسط : ستاره |
درس خوندم صرف نمیکنه
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/3 | ساعت: 1:39
رفتم خرید 2 تا خودکار و یه نوک مداد نوکی شدش 4 تومن درس خوندنم صرف نمیکنه چ خبره واقعا #ببخشید که تایید نمیکنم پیامارو نمیرسم یکم وقتم ازاد تر شد بیشتر میام + نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۶ در ساعت 20:26 توسط : ستاره | |
ناامیدی
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/3 | ساعت: 1:39
خیلی کم پیش میاد ناامید بشم ولی الان پر از حس پوچ گرایی ام واقعا چرا زنده ام + نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۶ در ساعت 0:37 توسط : ستاره | |
زندگی رویایی
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/3 | ساعت: 1:39
چرا حس میکنم دارم درجا میزنم #بچه ها یکی بیاد سرکلاس هی ازتون سوال بپرسه سرکلاسم نذاره کارتون و بکنین همش هم انتظار داشته باشه جوابشو بدین چ واکنشی میدین بهش؟ + نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۶ در ساعت 12:44 توسط : ستاره | |
طراحیم خراب شد
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/3 | ساعت: 1:39
ی ساعت طراحی کار کردم سیستم ریستارت شد پرید
اه اه
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/3 | ساعت: 1:39
لعنتی دوباره پروژمو انجام دادم دوباره سیستم هنگید در لحظات حساس باز گیر کرد لعنت ب شانس گوزیه من اخر میرم عوضش میکنم + نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۶ در ساعت 22:3 توسط : ستاره | |
مثلا
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/3 | ساعت: 1:39
مثلا فکر کن برم بهش بگم سلام خوبی ببخشید میشه خفه شی ؟ بنظرتون نمیزنه تو دهنم؟ برچسبها: مثلا فکر کن + نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۹۶ در ساعت 12:53 توسط : ستاره | |
فعال
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/3 | ساعت: 1:39
امروز اینقدر اکتیو و فعال بودم که خود اکتیو تعجب کرد صبی رفتم کلاس از اونجا دراومدم رفتم فرهنگسرا کلاس ثبت نام کردم و بعد از اونجا هم بدو بدو رفتم فروشگاه با دوستم و بعد برگشتم رفتم کتابخانه برای جلسه نقد کتاب البته اینو یکم دیر رسیدم :) و قرار بود برم خونه مادربزرگم.ک دیگ اونو جونم.نگرفت و بازگشت ه...
شاید
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/3 | ساعت: 1:39
ننمیدونم چی خوردم وضعیت مزاجیم ریخته بهم داغونما داخون #شنبه کلاسمونو تعطیل کردن بجاش میخان ببرنمون بازدید کارآفرینی بازدید از یه تولیدی در یه شهرستان برم بنظرتون یا بمونم از تعطیلات بهره ببرم؟ + نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۹۶ در ساعت 20:1 توسط : ستاره | |
شهریور
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/3 | ساعت: 1:39
شهریور خیر سرش شهریور شده پس چرا هنوز هوا گرمه کمی سرما لطفا پوکیدم بابا + نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۹۶ در ساعت 22:35 توسط : ستاره | |
زن
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/22 | ساعت: 5:44
یه کتابیه گفتن بخونیم فردا بریم صوبت کنیم راجبش همش درمورد خواستگاری و زن و ازدواجه بعد من چطور روم شه جلو آقایون اینارو بگم مثلا ی جاش میگه زن یاد گرفته باید ناز کنه و هر مادری اینو ب دخترش یاد میده وگرنه تو نظام افرینش قرار نیست زن ناز کنه و مرد ناز بکشه زن از این راه قلب مرد و به دست میاره وگ
ناامید نشو
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/22 | ساعت: 5:44
فقط كسانى كه زياد گريه كرده اند میتوانند قدرِ زيبايى هاى زندگى را بدانند و خوب بخندند. گريه كردن آسان است.خنديدن دشوار مى نمايد. تو بلافاصله اين حقيقت را خواهى آموخت. برخورد تو با دنيا گريه اى نوميدانه خواهد بود، و در لحظه هاى اول جز گريستن كارى از تو بر نخواهد آمد. همه چيز تو را به گريه خواهد انداخ
آرایش غلیظ
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/22 | ساعت: 5:44
آرایش غلیظ فرق بزرگ آدم ها آنجایی استکه فن پنهان کردن را از یکدیگر یاد میگیرند ،آدم ها یاد میگیرندکه تمام آن چیزی که به سرشان آمده استرا پشت به پشت پنهان کنندپشت لباس های مارک دار و رنگ و وارنگشانپشت صورت صاف و شش تیغه شانپشت آرایش غلیظ چشم هایشانپشت شوخ طبعی های روزمره یشانپشت تمام معاشرت های معمول
وبلاگش
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/22 | ساعت: 5:44
اگه بدونه چقدر سر میزنم و با این روبه رو میشم که این وبلاگ وجود نداره حتما برمیگرده و دوباره مینویسه زیر هر پستشم مینویسه ب عشق تو ک میخونی + نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۶ در ساعت 13:4 توسط : ستاره | |
نقد کتاب
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/22 | ساعت: 5:44
رفتم درمورد کتاب صحبت کنم این استاد ادبیاته گفت ببین اول که شروع نکردی و اینا اروم و شمرده بگو و با صدای بلند :/ هیچی دیگه بعدش یه جوری صوبت کردم و روم باز شد که البته بازم خود سانسوری داشت گفت اوکی بود و خوب بودی حالا بیا از روی کتابم بخان :))) # البته خودم زیاد حال نکردم ولی بازم همین ک گند ن
مهد کودک
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/22 | ساعت: 5:44
میگفت ما مربی های مهدمون رو هر چند وقت ی بار میفرستیم پیش روانشناس یعنی غیر مستقیم گفت از دست بچه ها دیونه میشن # بعدش فهمیدم با خواهرشم اشنا نگم برات اقا چه دختر گوش تلخی همش دنباله یکی از استادای مجردمون بود خلاصه که خیلی امیدوار شدم به خودم # یکم تلاش یکم اراده + نوشته شده در تاريخ پنجشن
نگم برات
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/22 | ساعت: 5:44
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
لعنتی
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/22 | ساعت: 5:44
لعنت بهت ک هیچ وقت درست نمیشی #اینک نبودم بی علت نبود احتمالا چند روز اینده هم نباشم باز میام فیلن + نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ در ساعت 0:21 توسط : ستاره |
ارامش کجایی
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/16 | ساعت: 23:06
تازه وقتی سردرد داری و نیازمند آرامشی میفهمی چقدر خونت پر سر وصداست + نوشته شده در تاريخ یکشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۶ در ساعت 21:0 توسط : ستاره | |
شارژر
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/16 | ساعت: 23:06
فقط وقتی خسته ای میفهمی دو قدم راه برای اوردن شارژر چقدر سخت و چقدر طولانیه + نوشته شده در تاريخ یکشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۶ در ساعت 21:36 توسط : ستاره | |